الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

132

تفسير مجمع البيان (فارسى)

مىشود . و انس بن مالك از رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - روايت كرده كه در قيامت گروهى از دوزخ نجات مييابند و بيرون ميآيند . و مختار ما نيز در معناى آيه همين قول است ، و اين معنا بهتر از ساير معانى است . 6 - شرط و تعليق در آيه از باب تعليق بمحال و براى تأكيد در خلود و ابديت است يعنى خداوند هرگز خروج آنها را از دوزخ نميخواهد و مشيتش جز بر همين معنى تعلق نگيرد . 7 - حسن گفته : خداى سبحان در آغاز استثناء فرموده ولى بدنبالش خلود آنها را بطور قطع با جملهء « إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ » بيان فرموده ، و از اين جملهء بعدى معلوم مىشود كه همان خلودشان را در آتش اراده فرموده است . و نزديك به همين قول وجهى است كه از زجاج و غير او نقل شده كه گفته‌اند : رسم عرب بر اين است كه گاهى در كلام خود كارى را استثناء مىكند ولى آن را انجام ميدهد مانند اينكه ميگويد : « به خدا زيد را ميزنم مگر آنكه نظرم بر گردد » با اينكه تصميم به زدن او دارد . 8 - يحيى بن سلام بصرى گفته : كه استثناء مربوط به زمان ورودشان در دوزخ است زيرا اهل بهشت و دوزخ گروه گروه و بتدريج داخل ميشوند بدليل آيه‌اى كه ميفرمايد « وَ سِيقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلى جَهَنَّمَ زُمَراً . . . » « 1 » و دربارهء بهشتيان نيز فرموده « وَ سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَراً . . . » « 2 » و بنا بر اين ، استثناء مربوط به مقدار زمانى است كه ميان ورود آنها ببهشت و دوزخ فاصله مىشود . 9 - وجهى است كه شيخ طوسى ( ره ) در تفسير خود ذكر كرده و آن را از جمعى از علماى اماميه نقل فرموده است و آن وجه اين است كه عذاب و خلود در آيه مربوط بقبر و برزخ است يعنى آنها در آتش و عذاب مخلد هستند تا وقتى كه آسمان و زمين دنيا بر پا است و چون آنها معدوم شدند عذابشان بر طرف گردد تا دوباره براى حساب روز قيامت محشور گردند . 10 - وجهى است كه از ابى مجلز نقل شده و او گفته است : منظور از اين استثناء

--> ( 1 ) - سورهء رمز آيهء 71 . ( 2 ) سورهء رمز آيهء 73 .